عشقی که نداشتم... اما... اما
Love I Haven't... But... But
جینا سعی میکند با پریدن به دریاچه خودکشی کند اما توسط تئودورو، یک جوان بیگناه نجات مییابد. آنتونیو، برادر تئودورو، در هر راهی سعی میکند او را فریب دهد.